تبليغاتX
تحقیق سرا
تحقیق سرا
تحقیقهای روز دنیا
21/3/87

نقش روحانيت در جامعه امروز!

شهيد دکتر بهشتى

الحمد الله رب العالمين و الصلواه و السلام على جميع انبيائه و رسله. و على سيدنا و مولانا و نبينا ابى القاسم محمد ( الهم صل على محمد و آل محمد)

و على ابن عمه و وصيه من بعده. مولانا على اميرالمؤمنين و على الائمه الهداه من ولده و الخيره من آله و صهبه و السلام علينا و على عبادالله الصالحين .

امروز حضورم در اينجا و در جمع شما دوستان عزيز، به مناسبت سالگرد شهادت برادر پر ارج و عزيز و فقيدم، عالم و محقق بزگوار مرحوم آيت الله مطهرى است.

با اينكه در اين روزها، حوادث و رويدادهاى تازه ايجاب مى‌كند، بحث درباره اين رويدادها باشد، وظيفه اين است كه مطلبى را عنوان كنم كه بيشتر با نقش و مكان و منزلت روحانى، در جامعه ارتباط پيدا كند. در ياد بود يك روحانى جليل، سخن از نقش روحانيت، اولى است. به علاوه، در بحثى كه چند هفته قبل اينجا داشتم، قول دادم يك بار ديگر در جمع دوستان بيايم و در اين‌باره آنچه مى‌دانم عرض كنم .يكى از برادران روحانى ضمن سئوالهاى كتبى‌، سئوالى در اين‌باره فرستاده بودند و در پاسخ ايشان گفتم كه اين سئوال، سئوالى نيست كه با چند جمله در پايان سخنرانى پاسخ داشته باشد و نيازمند يك بحث مستقل است .

موضوع عرايض من نقش روحانيت در جامعه امروز ما است و روى سخن، نه فقط روحانيانى كه اينجا تشريف دارند و عده‌شان هم بحمدالله زياد است، بلكه با همه برادران و خواهرانى است كه در اين مراسم پرشكوه نمازجمعه، به نيايش خداوند حاضر شده‌اند.

مسئله مسئله صنفى نيست، مسئله، مسئله بنيادى، در رابطه با جامعه اسلامى ماست. در رابطه با نظام اسلامى ماست. در رابطه با جمهورى اسلامى ماست. در عين آنكه درباره نقش يك گروه و صنف است، درباره كل جامعه هم هست. براى اينكه نقش روحانيت را در امروز و فرداى جامعه بهتر بشناسيم، ناچار هستيم نقش همين روحانيت را در اين دو سال اخير قبل از پيروزى انقلاب مورد بررسى قرار بدهيم .

برادران روحانى روحانيت يك سلسله نقشهاى ديرينه داشت از سالها و دهها سال و قرنها پيش. اين نقشها را يكى يكى برمى‌شماريم

روحانيت، نقش بيان اسلام اصيل را براى جامعه بر عهده داشت. اگر مردم مى‌خواستند بفهمند دينشان، اسلامشان، قرآنشان، كتابشان، سنتشان، عقايد اسلامى و احكام اسلامى و اخلاق اسلامى چه گفته است، به روحانى مراجعه مى‌كردند. روحانيان كم حركت‌تر، آنهايى بودند كه در ايفاى اين وظيفه مى‌نشستند، تا مردم به آنها مراجعه كنند. روحانيان پر حركت‌تر و مسئوليت شناس‌تر، آنهايى بودند كه نزد مردم مى‌رفتند تا رسالت خداوند را تبليغ كنند. ولى به هر حال وظيفه بيان اسلام، در درجه اول برعهده روحانيت بود. وظيفه تحقيق درباره اسلام، اسلام شناس، مجتهد، صاحب نظر، مرجع، كسانى كه صلاحيت مرجعيت در زمينه مسائل اسلامى داشته باشند، اينها در درجه اول بايد از حوزه‌هاى علوم اسلامى و از حوزه‌هاى روحانيت بيرون بيايند. آنجا بايد نشو و نما كنند، ساخته شوند، بزرگ شوند، شناخته شوند شناختنى كه در آن مدرك نبود و مدرك بود. آنچه نبود، مدرك كتبى كاغذى بود و آنچه بود، مدرك عينى اجتماعى بود.

چهره‌هاى محقق مجتهد بحد بلوغ رسيده، در اين نظام بى تكلف به مرور زمان، بوسيله شاگردان برجسته يا همطرازان با انصافشان معرفى مى‌شدند. هم شناخته مى‌شدند، هم شناسانده مى‌شدند و در اين شناختنى و شناساندن كندى بود، سرعت لازم نبود، اما اطمينان فراوان وجود داشت. چهره‌اى كه در يك حوزه علميه بزرگ شكوفا مى‌شد، گل مى‌كرد، شناخته مى‌شد، تقريباً عموم مردم مى‌توانستند به صلاحيت علمى و حتى به صلاحيت فضيلتى و معنوى و تقوائيش، اعتماد و اطمينان پيدا كنند. بنابراين وظيفه تحقيق درباره اسلام، بر عهده روحانيت بود و روحانيت اين وظيفه را خود، عهده‌دار شده بود.

سوم: وظيفه تهذيب اخلاق. روحانيت نقش عمده خود را در اين مى‌ديد كه بايد با سخنش، با بيانش، با عملش و با رفتارش، با معاشرتش، با هدايتش، با تذكرش، مردم را به اخلاق پاك دعوت كند. اخلاق جامعه را مهذب كند، جامعه را از آلودگيها دور كند و به كمالات اخلاقى بيارايد. اين نقش سوم نقش بسيار مهم روحانيت بود.

در حدود نوزده سال قبل، پس از رحلت مرحوم آيت الله العظمى بروجردى اين استاد بزرگوارى كه به خصوص در شناساندن روش تحقيقى فقه، حق بزرگى بر همه ما دارد، براى ايجاد حركتى سازنده‌تر درحوزه، دوستانمان، مدرسين گردهمائيها بحثها و برنامه ريزيهائى داشتند. برنامه‌هائى به ثمر رسيده بود وبراى شروعش با چهره‌هائى كه در معرض مرجعيت بودند و يك مرجع بودند، تبادل نظر داشتيم. از جمله شبى همراه با برادران عزيز و مجاهد، آيت الله مشكينى و آيت الله ربانى شيرازى، خدمت حضرت آيت الله العظمى آقاى گلپايگانى بوديم. بحث بود درباره اينكه: چه بايد كرد كه مسئله تربيت اخلاق و تهذيب اخلاق در حوزه علميه قم، نقش بالاتر و سازنده‌ترى بخود بگيرد؟ بحث بود، صحبت بود. ياد مى‌كرديم از درس سازنده اخلاق مرجع عاليقدر، امام خمينى در قم. و تأثيرى كه درس ايشان در آن سالها در ساختن و تربيت كردن فضلائى كه به آن درس حاضر مى‌شدند، داشت و تأسف از اينكه سالهاست اين درس تعطيل است و ادامه ندارد. البته در آن موقع امام در قم بودند اما درسهاى ديگرى را داشتند. به اين مناسبت من پرسيدم كه در آن موقع كه شما طلبه‌اى جوان بوديد، در اين حوزه قم سازندگى اخلاق در حوزه قم بر عهده چه كسى بود؟ چه كسى درس اخلاق داشت ؟

ايشان پاسخى دادند كه به ياد من همچنان مانده و مى‌ماند. گفتند در آن موقع ما درسى به نام درس اخلاق نداشتيم، اما الگوهائى به عنوان الگوهاى عملى اخلاق داشتيم و در ميان اين الگوها از چند نفر به عنوان الگوى برجسته نام بردند؛ از جمله از مرحوم آيت الله و استاد و عالم ربانى فقيه مرحوم حاج شيخ ابوالقاسم قمى رحمه الله عليه. گفتند رفتار اين عالم جليل در محيط جامعه، در شهر و در حوزه براى همه ما طلاب آن موقع، آموزنده و سازنده بود.

از هر سخنش، از هر قدمى و از هر برخوردى و از هر رفتارى ما چيزها مى‌آموختيم .

داستانها نقل كردند كه از آن مى‌گذرم. اين را بدين مناسبت نقل كردم كه توجه به تهذيب اخلاق چه براى خود طلاب و روحانيون و چه نقشى كه اينها بايد در جامعه از اين نظر داشته باشند.

چهارم: نقش روحانيت در خدمت به مردم و گره گشائى از مردم

مردم ببينند كه روحانى مرد دنيا و آخرت، هر دو است. براى اينكه اسلام دين دنيا و آخرت، هر دواست. در اسلام دنيا و آخرت جدا نيست و آخرت هم از دنيا جدا نيست. اينجا دار عمل است و آنجا دار جزا. اينجا جاى ساختنى است و آنجا جاى بهره و رشدن. و ساختنى كه اينجا داريم فقط نماز و عبادت نيست كه البته نماز و عبادت، ستون دين است ولى فقط آن نيست، خدمت به خلق هم هست. روحانيون هر قدر در مناطقشان به مردم بيشتر خدمت كنند، خدمت روحانيت‌شان را، بهتر انجام داده‌اند، خوب يادم مى‌آيد عده‌اى از طلاب پر تلاش عزيز ما به روستاها مى‌رفتند. و همان كارى را مى‌كردند كه امروز جهاد سازندگى مى‌كند. پيشگام و پيشتاز جهاد سازندگى، طلاب متعهد و متحرك و با ايمان و خداپرست و خلق دوست و مردم دوست حوزه‌ها بودند. مسئله، مسئله افتخار كردن نيست. در جامعه كسى قصد تقسيم افتخارات ندارد. مسئله، مسئله به ياد آوردن و بياد آمدن است . روحانيون در نقش خدمت به مردم، بهتر مى‌توانند پيام اسلام را تبليغ كنند. حمام مى‌ساختند، راه مى‌ساختند، به بينوايان كمك مى‌كردند، درمانگاه مى‌ساختند، غسالخانه مى‌ساختند، مدرسه مى‌ساختند، حتى در آن اواخر شايد درحدود هفت‌، هشت‌، ده سال قبل رفته بودند سراغ اينكه با خوديارى مردم‌، برق و روشنائى براى مردم درست كنند و امثال اينها. يك خدمت ديگر روحانيت كه در اين خدمت بسيار هم حساس عمل مى‌كند و بايد هم حساس عمل بكند، روشنگرى براى مردم بود، در جهت شناساندن انحرافات فكرى كه به نام اسلام تحويل مردم داده مى‌شود. روحانيون در بيدار كردن مردم نسبت به افكار انحرافى، نقش بسيارمؤثرى داشته‌اند. براى اينكه مى‌دانستند كه؛

(اذا ظهرت البدء فليظهر عالم علمه)

وقتى نوآوريهاى انحرافى و التقاطى را مى‌ديدند، در گوشه و كنار جامعه، با آنها به مبارزه بر مى‌خواستند، مردم را روشن مى‌كردند، به مردم مى‌گفتند كه آنچه مايه نجات است‌، اسلام اصيل است نه اسلام آميخته به غير اسلام .

يك روشى هم روحانيون ساخته شده و تربيت شده در اين‌باره داشتند كه من، اين را اينجا مى‌گويم و آن روش اين بود: روحانيون زبده در برخورد با كسانى كه دچار انحراف شناختى درباره اسلام بودند، مى‌كوشيدند اينها را در درجه اول جذب كنند، بعضى‌ها بودند خيلى خوش سليقه نبودند، از همان اول دعوا مى‌كردند. بنابراين بيشتر دفع مى‌كردند و سخن ما همواره با اين دوستان اين بود، كه براى يك عالم دينى، براى يك مسلمان متعهد به خصوص يك عالم و روحانى قدم اول، جاذبه است .

تلاش در راه جذب كردن ، از راه روشن كردن با سخن و با انديشه روشنگر و از راه ايجاد جاذبه اخلاقى و عملى است تا دافعه . بنابراين اگر همه شما روحانيون عزيز، امروز هم اين قانون و اين اصل رامى پسنديد، اين فرمول رامى پذيريد بكوشيم همه با هم روحانيتى باشيم در درجه اول پرجاذبه، ولى جاذبه بدون دافعه به درد نمى خورد. هر انسان مكتبى ، خود بخود دافعه هم دارد. آنهائى كه مى خواهندسراپا جاذبه باشند بدون دافعه، اينها از آن صلح كلى‌هائى هستند كه خود دچار نوعى التقاط وانحراف‌اند، صوفى مابانه هستند.

اهل حقى كه حقش مشخص نيست، همه چيز برايش حق است. اصلا باطلى برايش وجود ندارد. نه ،اين طور هم نمى‌شود. اسلام خود يك مكتبى است كه جاذبه دارد و دافعه دارد. تبشير دارد و تنذير دارد انذار و تبشير هر دو در اسلام هست. اين هم نقش پنجم .

نقش ششم: مبارزه با ظلم و ظالم؛ تا وقتى كه اصل رژيم، رژيم ظلم و ضد اسلام و ضد عدل بود با كل رژيم يا با نوچه‌ها و ايادى رژيم در مناطق خودش‌، روحانيت مى‌جنگيد و مبارزه مى‌كرد. حالا هم كه اصل نظام‌، نظام اسلامى است اما هنوز اياديش، ابزارش‌، كاركنانش‌، همه متناسب با نظام اسلامى نيستند، روحانيت هر جا ظلم و ستمى از اين بازمانده‌هاى طاغوت‌، در اداره ها و مؤسسات و در جامعه ببيند همچنان با او مى‌جنگد و مى‌رزمد و روحانيت در ايفاى اين نقش‌ها مدتها از زبان و بيان استفاده مى‌كرد. حق هم داشت‌، براى اينكه فرهنگ جامعه ما بيشتر فرهنگ گوش بود تا فرهنگ خواندن‌، فرهنگ شنيدن بود تا فرهنگ خواندن. مردمى كه بتوانند بخوانند، عده‌شان زياد نبود. از وقتى كه در جامعه ما فرهنگ خواندن به صورت يك فرهنگ دلنشين ، جوان‌ساز، عميق و شخصيت ساز در آمد، روحانيت متوجه شد كه بايد اهل قلم نيز باشد. نهضت قلم و نوشتن‌، درست در زمانى كه ما اينجا به صورت طلاب جوان در حوزه درس مى‌خوانديم، آغاز شد و رو به اوج رفت. فضلاى حوزه ديدند بايد توانائى نوشتن داشته باشند، بنويسند آن هم با عبارات و الفاظى كه متناسب با زمان باشد و درس خوانده‌ها از خواندن نوشته‌هايشان استقبال كنند.

قلم، بيان، تحقيق، تجزيه و تحليل پيرامون مسائل اسلامى و مسائل اجتماعى، نوشته‌ها وسخنرانيهاى تحقيقى و تحليلى و نوشته‌ها و سخنرانى‌هائى كه آهنگ موعظه يا خطابه‌هاى مؤثر داشت .روحانى از اين راههائى كه عرض كردم توى متن جامعه جا داشت روحانى و روحانيت از هر قشر ديگر پايگاه مردميش اصيل‌تر و مؤثرتر بود. چون روحانى با مردم زندگى مى‌كرد. خدا مرحوم آقاى حاج شيخ ابراهيم نجف آبادى را رحمت كند، ايشان از فضلاى برخاسته از قم بود. عالمى ارزنده و خدوم و مردمى كه اين مدرسه علميه فعلى نجف آباد را ايشان ساخته و براى اينكه با هزينه كمتر اقتصادى ساخته بشود سنگها و آجرها را مى‌آمدند دم خيابان مى‌ريختند و قبل از نماز و بعد از نماز خود ايشان با مردم اينها را پاى كار مى‌آوردند. از ويژگى‌هاى ايشان‌، مردمى بودنش بود. چه جور مردمى؟ دوستان نجف آباد براى من نقل مى‌كردند كه حاج شيخ ابراهيم هميشه براى خدمت به مردم آماده است گاهى مى‌شود زن و شوهرى توى خانه نصف شب، دعوايشان مى‌شد، همه آنها كه در خونه بودند حريف نمى‌شدند كه دعوا را بخوابانند. بالاخره يك نفر دو بعد از نيمه شب مى‌آمد درب منزل حاج شيخ را مى‌زند: آهاى حاج شيخ؟ حاج شيخ خوابند. بيدار شود. بيدار مى‌شود مى‌آيم. خانه كربلائى على، دعوا هست بين زن وشوهر. بريم اينها را با هم آشتى بدهيم. ايشان نمى‌گفت صبح. مى‌گفت: برويم. لباسش را مى‌پوشيد، مى‌آمد وارد خانه مى‌شد، با روئى گشاده و خندان مى‌گفت: جائى را درست كنيد ببينيم فعلا. مى‌نشست پاى سماور، يك چاى خودش مى‌خورد، يك چاى به آنها مى‌داد، زن و شوهر را با هم آشتى مى‌داد، قال را مى‌خواباند، پا مى‌شد مى‌رفت خانه .

اگر روحانى در متن جامعه زندگى مى‌كند و با وجدان جامعه رابطه برقرار مى‌كند براى اين است كه به راستى با مردم زيست مى‌كند. در يك گفتگوئى كه به همين مناسب دو سه روز قبل با امام داشتيم‌، ايشان با همان دقت نظر، روى اين نكته تكيه داشتند. مسئله اين بود، مشكلى بود درباره روحانيت، مطرح شد.

يك راه حلى مطرح شد. فرمودند نه، اين راه حل خوبى نيست .

اين، روحانى را از مردم جدا مى‌كند. روحانى، بايد با مردم زندگى كند. كمال روحانى اين است. بعد فرمودند: آن وقتها كه ما طلبه بوديم و به تعبير خودشان، اراك بوديم، خانواده مرحوم حاج آقا محسن اراكى كه روحانى متعين و متحول و كيا بيادار بودند، خوب اينها در شهر اراك سيادت و آقائى داشتند.مرحوم آيت العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى رحمه الله عليه بنيانگزار اين حوزه، ايشان هم به دعوت اينها از عراق آمده بودند به اراك كه آنجا، جلسات درسى داشته باشند. امام مى‌فرمود: رياست وكيا بيا و نوكر و خدم و حشم مال آن آقايان بود ولى مردم، با آنها نبودند مردم با حاج شيخ بودند، كه عبايش را زير بغلش مى‌گذاشت مى‌آمد توى بازار. با مردم زيست كردن، اين شأن روحانى است و روحانيت بايد به اين عامل، بيش از هر عامل ديگر توجه كند. براى اينكه اگر مى‌خواهد: روشنگر اسلام باشد و بيانگر اسلام باشد، براى مردم، بايد در دل مردم جاى داشته باشد. اگر مى‌خواهد آنها را موعظه كند، بايد در قلب مردم جاى داشته باشد و در متن مردم. اگر مى‌خواهد آنها را ارشاد كند، اگر مى‌خواهد آن‌ها را از نظر اخلاقى اصلاح كند و تهذيب كند اين بايد در متن مردم باشد. اينها امتياز نقش روحانى بوده است در گذشته. تا سال 1341 نقش روحانيت در همين هائى كه عرض كردم خلاصه مى‌شد. به اضافه تحصيل و تدريس در حوزه‌ها، سال 1341 يك روحانى برجسته آمد، نقطه عطفى در نقش روحانيت بوجود آورد. تا آن موقع روحانيون به دو بخش تقسيم مى‌شدند، يك عده روحانيونى كه در سياست هم وارد بودند و يك عده روحانيونى كه از سياست پرهيز مى‌كردند.

روحانيون سياسى‌، آدمهائى بودند خيلى محدود و معدود، اكثريت قاطع روحانيت آنهائى بودند كه از سياست كناره‌گيرى داشتند كسى هم از اين بالاتر. نشانه تقواى بيشتر و عدالت كاملتر و صرفنظر كردن بيشتر از دنيا، براى يك روحانى اين بود كه، كارى به كار سياست نداشته باشد. بودند چهره‌هاى برجسته محبوب در عالم روحانيت كه‌، چهره‌هاى سياسى هم بودند، اما ورود به سياست همان و تنزل درجه روحانيت همان. سال 1341 يك روحانى جامع الشرائط كه در مكارم و ارزشهاى والاى او، جاى سخن نبود، فقاهتش، علمش‌، عدالتش‌، اخلاقش، مهذب بودنش، مدرس عاليمقام بودنش، همه جا زبانزد بود و در حوزه، اين آمد اين تابو، اين خاطره و ياد بود نامطلوب دوره اعتزال روحانيت از نقش خلاق سياست را از بين برد. آمد و گفت: روحانى بايد بيان اسلام بكند، تبليغ اسلام بكند، به مردم خدمت بكند، در متن جامعه بماند، موعظه بكند، با انحرافات مبارزه بكند ولى مطلب به اينجا تمام نمى‌شود، روحانى بايد پيشتاز و پيشگام در مبارزات سياسى گسترده نيرومند همراه با زد و خورد و كشته شدن وكشتن باشد، تا يك، روحانى تمام عيار باشد. على وار، حسين گونه، پيامبروار. مگر نه روحانى ميگويد من جانشين پيامبرم؟ مگر نه اينكه مى‌گويد من نايب امام زمان سلام الله عليه هستم ؟ پس چگونه مى‌تواند خود را از مسئوليتهاى سنگين سياسى و مبارزاتى بركنار بداند؟ روحانى بايد مرد سياست و مبارزه نيز باشد. آن شخصيت والائى كه توانست اين نقطه عطف تاريخى را براى تكامل نقش روحانيت در جامعه ايفا كند، امام بود.

چه شد كه در سالهاى، 1356 و 57 روحانيت نقشش در جامعه اوج گرفت؟ جايش در جامعه بسى بازتر شد؟ چه شد؟ آن هم نه به صورت يك گروه معدود، عده زيادى از روحانيون از مسجد به راهپيمائيها آمدند. مسجدها جاى تداركات مبارزه‌ها شد، پلاكاردها را همان جا مى‌نوشتند، مردم را همان جا جمع مى‌كردند، شعارها را همان جا ياد مى‌دادند، ترجيح بندهاى راهپيمائى ها كجا تنظيم مى‌شد؟ در همان مساجد. مسجد پايگاه اصيل خودش را باز يافت و تكميل كرد. تا وقتى كه در مبارزه پيروز شد. اكنون سؤال اين است كه روحانيت امروز بايد چه نقشى داشته باشد؟ آنچه به عنوان پاسخ مى‌توانم خدمتتان عرض كنم اينكه اولا:

روحانى بايد همه آن نقشهاى گذشته را حفظ كند. حوزه‌ها بايد محل درس خواندن و درس گفتن و تحقيق كردن باشد. بيان و قلم روحانيت بايد همچنان نافذ باشد و روز بروز نافذتر. طلاب جوان عزيز! براى ياد گرفتن، سخن گفتن بهتر و نافذتر و نوشتن رساتر و بليغ‌تر بايد وقت صرف كنيد مى‌دانيد بيان بليغ و نوشته بليغ كدامست؟ فقط الفاظ نيست. بلاغت به الفاظ ارتباطى ندارد. فصاحت بيشتر به الفاظ ارتباط دارد. بلاغت به اين است كه، شما بايد دائماً در فرهنگ معنوى و اخلاقى و سياسى و اجتماعى روز، حضور داشته باشيد. بايد بدانيد امروز جوانها چه كتابهائى را مى‌خوانند، چه سئوالاتى برايشان مطرح است، توده مردم چه سؤالاتى برايشان مطرح است. حتى اين كافى نيست. روحانى اگر مى‌خواهد در نقش امامت و پيشوايى نقش ايفا كند بايد دو روز و سه روز و ده روز و يك ماه و يك سال هم از جامعه‌اش جلوتر باشد. بايد دور هم بنشينيد بحث كنيد، كه مسئله‌اى كه فردا براى مردم ما مطرح مى‌شود كدامست، ما امروز جواب او را آماده كنيم. مسئله دينى، اعتقادى، عملى، اخلاقى، اجتماعى، سياسى، تربيتى، اقتصادى و هر گونه مسئله ديگر. روحانيت عزيز تو همچنان عزيزي. نگران نباش .مى‌كوشند تا تو را از آن مقام رفيعى كه با تواضع و فروتنى و خدمت و ايمان و عمل صالح بدست آورده‌اى فرو آورندت‌، ولى بدان، اگر در راه خدا باشى و با خدا باشى و در خط خدمت صادقانه به خلق خدا بمانى خدا اين منزلت را براى تو تضمين كرده است تو همچنان الگوى ايمان و عمل صاحل بمان، تو همچنان نمونه تواضع و فروتنى و خدمت به مردم بمان، تو همچنان داراى سرمايه شناخت عالى و مؤثر از اسلام بمان و بشو، تو همچنان رابطه مردميت را با متن مردم نگهدارى كن و تقويت كن، تو همچنان با نسل جوان حتى جوان اغفال شده‌اش همچون يك برادر يا پدر مهربان روشن‌گر برخورد بكن مطمئن باش فردا از آن تو و شعار تو و راه توست .

بنابراين توصيه مى‌كنيم حوزه علميه قم در ايفاى اين نقش عظيم همچنان پايمردى كند. به همين جهت با همه گرفتاريهاى گوناگونى كه دارم دوستان تأكيد كرده‌اند كه كلاسى براى حدود ششصد نفر از طلاب تشكيل داده‌اند كه اينها معارفشان را بالاتر ببرند. گفتند بجاست يك بحث با اينها بپذيرى و پذيرفتم و انشاءالله دو هفته يك بار با آنها ديدار خواهم داشت .

باور كنيد در اين ايام، مكرر غبطه مى‌خورم هم خودم‌، هم دوستان هم فكر و همكار و همرزم‌، كه فرصت ما، براى ايفاى اين نقش در حد مطلوب نيست و اين به خاطر اهميتى است كه‌، براى اين نقش قائل هستم. خوب، از نظر مشاغلى كه امروز در جامعه هست روحانيت چه كار بكند؟ اين سئوال مهم مطرح است. من اين مشاغل را يكى يكى اينجا مطرح مى‌كنيم. اما همگامى و همكارى با مجاهدان جهادسازندگى كه شما خودتان پيشگام آن بوده‌ايد: چرا در گروههاى جهاد روحانى نيست؟ با هر گروه جهاد بايد يك طلبه روحانى هم برود. يك شرط هم دارد و آن اين است كه: طلبه‌اى كه آنجا مى‌رود بداند كه مى‌رود هم در آنجا تبليغ اسلام كند و هم بيل به دست بگيرد، طلابى كه نمى‌توانند بيل و كلنگ به دست بگيرند توصيه مى‌كنم در گروههاى جهاد شركت نكنند.

وقت كم است والا يك خاطره شيرين از يك عالم ارزنده و مربى مؤثر در يك روستاى بزرگ برايتان نقل مى‌كردم. باشد تا وقت خودش تا ديدار ديگر.

جوانها علاقمندند با شما طلاب عزيز در جهاد سازندگى هم صف و همرزم باشند و برادر عزيزمان آقاى ناطق نورى كه به عنوان روحانى در شوراى مركزى جهاد و به عنوان نماينده مردم، آنجا شركت دارند وظيفه دارند اين برنامه را براى امسال تابستان تنظيم كنند و به قم بيايند و با روحانيونى كه اينجا داوطلب اين كار هستند آشنائى بيشتر پيدا كنند. در عين حال به همين ششصد نفر طلابى كه عازم هستند بروند به اطراف ايران در تابستان، از همين جا توصيه مى‌كنم كه خود آنها هم پيشقدم بشوند براى تنظيم اين برنامه .

در سپاه پاسداران؛ اين پاسدارها اين قدر دلشان مى‌خواهد يك كسى از شما طلاب عزيز، طلاب ساخته شده برويد در داخل آنها، با آنها زندگى كنيد.

البته مى‌دانيد جالب ترش چه هست؟ جالبرتش اين است كه در آن ساعاتى كه در پادگان تشريف مى‌بريد، همان لباس سپاهى را هم به تن كنيد.

شما حتماً در آن نوشته ولايت فقيه امام، اين را خوانده‌ايد كه امام انتقاد مى‌فرمايد ( اگر اشتباه نكنم در آن نوشته است ) از كسانى كه لباس جندى را براى روحانى يك لباس خلاف روحانيت و خلاق مروت مى‌شمردند. خوانده‌ايد اين را در نوشته‌هاى امام؟

دوستان؛ من اعلام خطر حتى مى‌كنم، ميگويم كه سپاه پاسداران اگر بخواهد گسترش پيدا كند و نقش انقلابيش را در پاسدارى از نظام اسلامى شما همچنان با اوج ايفا بكند، بدون حضور جمعى فعال و با ايمان و مبارز و سلاح آشنا از طلاب و جوانان غير طلبه از دانشگاه، جوانان خود ساخته دانشگاهى ميسر نيست. اين‌ها نياز دارند. برويد به آنجا. خوب مى‌پرسيد كه يعنى در اينجا درس و كار و همه را رها كنيم و بريم؟ نه جانم، هيچ نيازى نيست چه عيب دارد كه طلاب آماده دوره‌هاى دو ماهه در سپاه بگذارند؟ دوماه آنجا و ده ماه اينجا. آيا عيبى دارد؟ جائى آسيب مى‌بيند؟ نمايندگى مجلس و نمايندگى در شوراهاى استان و شهرستان و شهر و روستا؛ بسيار خوب است، در هر يك از اين شوراها يك روحانى واجدالشرائط شركت كند، ولى به يك شرط. به شرط اينكه آنجا كه مى‌رود از نظر مطالعات سياسى و اجتماعى و محكى خودش را مجهز كند. با فقه و اصول و حديث و تفسير و فلسفه و كلام تنها، توى اين شوراها نمى‌توان منشاء اثر خوب بود. آن وقت به عنوان يك فردى كه در آنجا فقط نظارت شرعى مى‌كند در مى‌آيد. اين درست نيست. اگر يك روحانى عضو شوراى اسلامى است همينطور بايد مطالعه كند. در قضا، قاضى شدن. آنهم در مراحل مختلفش؛ شأن روحانيون است كه در قضا شركت كنند. البته به يك شرط به شرط اينكه با مسائل قضا و با خصلتهاى قضا و با مصائب و مصيبت‌هاى قضا آشنا شوند. قضا كار دشواريست. مجلس قاضى مجلس است كه : ( الا يجلسه الا نبى او وصى نبى او شقى) اگر آگاهى و خود سازى وصى نبى نباشد، شقاوت به دنبالش مى‌آيد. دوستان اهل علم كه براى دادگاهها و دادستانى انقلاب به اطراف مى‌روند بايد بدانند قبول اين مسئوليت يعنى قبول يك بار سنگينى و بزرگ .

در فرهنگ و آموزش و پرورش و دانشگاه و تدريس و مدارس؛ البته، جاى شماست خودتان را براى تدريس ممتاز مؤثر در يكى از شاخه‌هاى مورد نياز در مدارس و دانشگاهها آماده كنيد و به آنجا بيائيد انقلاب فرهنگى كه وظيفه امروز ماست و انقلاب اقتصادى كه هنوز موفق نشده‌ايم و آن هم وظيفه امسال ماست‌، امسال فقط سال امنيت نيست. سال امنيت، سال انقلاب فرهنگى و سال انقلاب اقتصادى درجهت تقسيم عادلانه امكانات رفاهى موجود در كشور و توليد داخلى بر همه 36 ميليون جمعيت ايران است و در همه اين مراحل شما روحانيون عزيز مى‌توانيد، نقش مؤثرى داشته باشيد. وقت براى پايان يافتن مطالب كم است. دعائى دارند كه بايد اين دعا خوانده شود. يكى از نونهالان جامعه مى‌خواهد بيايد اينجا و دعا بخواند و دعا روح جامعه ماست. دعا حضور انسان مسلمان و ذكر و يادى است كه او در برابر خدا دارد. وقتش را نگه مى‌داريم‌، ولى چون جلسه به مناسبت ياد بود مرحوم استاد مطهرى است بايد بگويم كه اين دانشمند بزرگ و محقق عاليقدر در بسيارى از اين نقشها كه برشمردم فردى ممتاز و برجسته بود تحقيقش‌، بيانش، قلمش، تدريسش، سازندگيش و براستى جاى او در حوزه علميه و در كل جامعه ما، بسيار خاليست. خدايش بهترين مقام و منزلت، منزلت شهد و صالحين و علما و صديقين عنايت كند (‌آمين) و خداى متعال به همه ما، به شما روحانينى عزيز، به شما مردم عزيز مسلمان كه پيوندتان را با روحانيت متعهد و با ايمان و مسئول و مبارز ارج بنهيد توفيق دهد كه راه انقلاب اسلاميمان راكه حالا حالاها شهادت و خون و مقاومت و ايثار مى‌طلبد تا پيروزى نهائى انشأالله ادامه دهيم ( آمين) والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته

منابع:www.tahrsabz.blogfa.com

 

|+| نوشته شده توسط ابراهیم ش در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 و ساعت 11:34 |
انرژی هسته ای

انرژی هسته ای - بخش اول

انرژی هسته‌ای، سلاح اتمی، آژانس انرژی هسته‌ای، NPT، شورای امنیت و ... کلماتی هستند که این روزها زیاد به گوش می‌رسند. اما بعضی از ما بدون اینکه حتی بدانیم انرژی هسته ای چیست، از حق مسلم خودمان دفاع می‌کنیم! بد نیست بهمراه هم ببینیم انرژی هسته ای چیست و ما در واقع از چه چیزی دفاع می‌کنیم. در این مطلب به بررسی کاربردهای صلح‌آمیز این انرژی پرداخته و در مطالب بعدی به اثرات مخرب آن از جمله ساخت بمب اتم و دیگر کاربردهای پرتوهای هسته ای خواهیم پرداخت.

در این راستا و در جهت بهتر نمودن مطالب، منتظر نظرات شما عزیزان هستم.

این سوخت پاک...

امروزه در حالی که مشکل آلودگی هوا، پدیده‌ی گرم شدن زمین و تولید بیش از حد گازهای گلخانه‌ای، تبدیل به معضل بزرگی شده است، تولید برق با استفاده از انرژی هسته‌ای به نظر بهترین راه می‌رسد. جالب است بدانید ترتیب تولید کربن به ازای مقدار مشخصی از انرژی برای مواد مختلف از این قرار است:

زغال سنگ، نفت، گاز طبیعی، انرژی خورشیدی، باد و در آخر ... منابع هسته ای.

بنابراین سوخت هسته‌ای، یک سوخت پاک بشمار می رود. در فرانسه، تولید آلاینده‌های محیطی بدلیل بکارگیری برق هسته‌ای به میزان 80 درصد کاهش یافته است. از طرفی، بدلیل حجم و وزن محدود سوخت هسته‌ای و کمتر بودن فعالیتهای استخراج و حمل و نقل، برتری آن مشخص تر می گردد. به نظر می‌رسد با توجه به منابع محدود و رو به پایان سوخت‌های فسیلی و مزیت‌های ذکر شده، چاره‌ی کار استفاده از سوخت هسته‌ای باشد...

الف) ماده‌ی اولیه

برای شروع باید ماده اولیه‌ی کار را تهیه کرد. به نظر می‌رسد در حال حاضر اورانیوم بهترین گزینه برای تولید انرژی هسته‌ای باشد. البته در کشورهایی مانند ایران که منابع اورانیوم در آنها محدود می‌باشد، گویا جایگزینی عنصر توریم (90Th) با توجه به منابع نسبتاً غنی آن در ایران، گزینه ی مناسب‌تری است. بهر حال، اورانیوم در حال حاضر حرف اول را می زند.

منبع طبیعی اورانیوم سنگ معدن آن است که منابع آن هم پس از مطالعات طولانی شناسایی می‌شود. سنگ معدن استخراج شده شامل 0.72 درصد اورانیوم 235 و 99.275 درصد اورانیوم 238 (و 0.005 درصد اورانیوم 234) می‌باشد.

ب) کیک زرد

تکه‌سنگهایی که از استخراج بدست می‌آید به آسیاب فرستاده می‌شود و خرده‌سنگهایی با ابعاد یکسان تولید می شود. برای جدا کردن اورانیوم از سنگ معدن آن باید از اسید‌سولفوریک استفاده کرد. محصول بدست آمده در این مرحله، کیک زرد (Yellow Cake) نامیده می‌شود.

کیک زرد بطور مستقیم قابل استفاده در غنی‌سازی نیست و باید به گاز تبدیل شود. بنابراین در مرحله‌ی بعد، طی فرایندی این کیک به «هگزا فلوئورید اورانیوم (UF6)» گازی تبدیل می‌شود.

ج) غنی‌سازی اورانیوم

راکتورهای هسته‌ای دو نوعند: راکتور آب سنگین و راکتور آب سبک. در راکتور آب سنگین می توان از اورانیوم طبیعی بعنوان سوخت استفاده کرد و همان میزان 0.72 درصد اورانیوم 235 (یعنی اورانیوم غنی نشده) کافی است، ولی در راکتور آب سبک برای ادامه‌ی واکنشهای زنجیره‌ای جهت تولید انرژی، میزان 0.72 درصد اورانیوم 235 کافی نیست. لازم به ذکر است که این اورانیوم 235 است که واکنشهای موجود در راکتور را پیش می برد و باید درصد آن تا مقدار مشخصی (2 تا 3 درصد برای یک نیروگاه هسته‌ای و بیش از 90 درصد برای بمب هسته‌ای) افزایش یابد. این یعنی غنی‌سازی. نیروگاه بوشهر از نوع آب سبک و نیروگاه اراک از نوع آب سنگین است. برای غنی‌سازی روشهای مختلفی وجود دارد:

انتشار گازی (دیفیوژن)، سانتری‌فیوژ، الکترومغناطیس، لیزر و روش ایرودینامیکی نازل.

در روش الکترومغناطیس، اورانیوم یونیزه شده را با سرعت وارد میدان مغناطیسی می‌کنند. یونها با توجه به جرم متفاوتی که دارند شعاع های متفاوتی را طی می‌کنند.

در روش دیفیوژن، گاز UF6 را تحت فشار زیاد از ستون هایی عبور می دهند که جداره های این ستونها دارای منافذی است. این جداره ها اتم‌های سبک‌تر را با سرعت بیشتری عبور می‌دهند. در نتیجه 235UF6 از 238UF6 سریع‌تر عبور می‌کند. با تکرار این فرایند بتدریج غلظت اورانیوم 235 افزایش پیدا می‌کند. مهمترین عیب این روش این است که در هر مرحله جداسازی، غلظت ایزوتوپهای سبک نسبتاً پایین است و باید این مرحله به دفعات تکرار شود. از همین جا می‌توان فهمید که پرخرج ترین مرحله‌ی تولید سوخت اتمی، مرحله غنی‌سازی است؛ چون از هزاران کیلوگرم سنگ معدن اورانیوم، فقط 140 کیلوگرم اورانیوم طبیعی بدست می‌آید و فقط یک کیلوگرم اورانیوم 235 خالص در آن وجود دارد. برای تهیه و تغلیظ اورانیوم در حد 5 درصد، حداقل 2000 ستون متخلخل با ابعاد نسبتاً بزرگ و پی‌در‌پی لازم است تا نسبت ایزوتوپها از یک ستون به ستون دیگر به مقدار تنها 0.01 درصد غنی شود!!!

در روش سانتری‌فیوژ، گاز UF6 را به مخزن‌های استوانه‌ای تزریق می‌کنند و آن را با سرعت بسیار زیادی می‌چرخانند. نیروی گریز از مرکز موجب می‌شود 235UF6 که اندکی سبکتر از 238UF6 است، از آن جدا شود. این فرایند در مجموعه‌ای از مخازن صورت می‌گیرد و در نهایت اورانیوم با سطح غنی شده ی مطلوب بدست می‌آید. هرچند روش سانتری‌فیوژ نیازمند تجهیزات گرانقیمتی است، اما هزینه‌ی غنی‌سازی با سانتری‌فیوژ نسبت به روش انتشار گاز کمتر است. تاسیسات غنی سازی سایت نطنز از نوع سانتری‌فیوژ است.

در روش دیگر یعنی لیزر، مواد خام بیشتری در هر مرحله غنی می‌شود و سطح غنی‌سازی آن نیز بالاتر است.

د) تولید انرژی هسته‌ای

با برخورد یک نوترون، اورانیوم 235 به دو عنصر دیگر شکافته می‌شود و بطور متوسط 2.5 نوترون و 200 میلیون الکترون ولت انرژی تولید می‌شود. نمونه‌ای از این واکنش‌ها بصورت زیر است:

235U + n à 141Ba + 92Kr + 3n

235U + n à 139Te + 94Zr + 3n

از شکافت اتم‌های یک گرم اورانیوم، حدود صدها‌هزار مگاوات انرژی تولید می شود و این است آن انرژی عظیم هسته ای!!! اگر کنترلی در مهار کردن تعداد نوتون ها نباشد واکنش شکافت داخل توده‌ی اورانیوم بصورت زنجیره‌ای انجام می‌شود و در کمتر از یک هزارم ثانیه انفجار شدیدی رخ خواهد داد. در نیروگاه هسته‌ای واکنش زنجیره‌ای به آهستگی و در یک سلاح هسته‌ای با سرعت زیاد روی می‌دهد، اما در هر دو حالت باید کنترل دقیقی روی آن وجود داشته باشد.

واکنشهای هسته‌ای در قلب راکتور صورت می‌گیرند. در این مرحله باید میله‌ی سوخت تهیه شود...

در ادامه اورانیوم غنی‌شده که به شکل UF6 است به پودر UO2 تبدیل می شود. این پودر فشرده شده، به شکل قرص‌هایی در می‌آید و این قرص‌ها در معرض حرارت بالا به قرص‌های سرامیکی سخت تبدیل و در لوله‌ی بخصوص قرار داده می‌شوند. حال، میله‌ی سوخت آماده است. این استوانه‌ها درون ماده‌ای که "کندکننده" نامیده می‌شود، غوطه‌ور می‌شوند. کندکننده به منظور کندسازی و بازتاباندن نوترون‌هایی که در واکنش شکافت تولید می‌شوند، مورد استفاده قرار می‌گیرد و متداول‌ ترین کندکننده، آب سنگین (ایزوتوپ دوتریوم هیدروژن) می‌باشد. سرعت واکنشها را به کمک میله‌هایی که در قلب راکتور قرار می‌گیرد کنترل می‌کنند. این میله‌ها معمولاً از جنس ماده‌ای مانند کادمیم (که نوترون ها را به خوبی جذب می‌کند) ساخته می‌شوند. برای اینکه آهنگ واکنش افزایش یابد، میله‌ها را تا حدودی از قلب راکتور بیرون می‌آورند و برای کاستن سرعت واکنش یا متوقف ساختن آن، میله‌ها را بیشتر در قلب راکتور فرو می‌برند. نتیحه‌ی واکنش راکتور بصورت انرژی گرمایی بسیار زیاد ظاهر می‌شود. گرمای تولید شده را بکمک جریان سیالی که از قلب راکتور می‌گذرد به محفظه‌ی مبادله کننده‌ی گرما که در آن آب وجود دارد منتقل می‌کنند. آنجا آب تبخیر شده و بخار متراکم شده توربین را می‌چرخاند و برق تولید می‌شود.

ه) زباله‌های هسته‌ای

بعد از تولید انرژی در راکتور، چیزی که برجای می‌ماند، زباله‌های رادیواکتیو است. این زیاله‌ها با این که حجم کمی دارند ولی از حساسیت زیادی برخوردارند. سوخت مصرف شده که از راکتور خارج می‌شود، بسیار داغ و رادیواکتیو است و اشعه ها و یونهای فراوانی را می‌تاباند. بنابراین باید سرد شده و از تابش رادیواکتیو آنها نیز جلوگیری شود. به این منظور استخرهایی در کنار راکتورها تعبیه شده است. آب داخل استخر هم میله‌های سوخت مصرف نشده را خنک می‌کند و هم بعنوان پوشش حفاظتی در برابر رادیواکتیو عمل می‌کند. به مرور زمان گرما و تابش کاهش می‌یابد و بعد از 40 سال به 0.001 مقدار اولیه می‌رسد. 3 درصد سوخت مصرف شده در یک راکتور آب سبک، ضایعات بسیار خطرناکی هستند ولی بقیه آن، مقادیر قابل توجهی پولوتونیوم و اورانیوم 235 و 238 است. این مواد را می‌توان با روشهای شیمیایی از هم جدا کرد و با شرایط اقتصادی و قوانین حقوقی خاص، آن را برای تهیه‌ی سوخت هسته‌ای جدید، بازیافت کرد. در نهایت زیاله‌ها را درون محفظه‌های فولاد زنگ نزن، قرار داده و در منطقه‌ای پایدار (از نظر جغرافیایی) انبار می‌کنند.

و) چشم انداز آینده

در حال حاضر در جهان بیش از 400 نیروگاه هسته‌ای مشغول به کار است و در مجموع 17 درصد کل انرژی جهان از این طریق تولید می‌شود. بسیاری از کشورهایی که منابع سوختی کافی ندارند، میزان زیادی از برق خود را از این طریق تولید می‌کنند. بنظر می‌رسد در سالهای آینده با توجه به محدودیت منابع سوخت فسیلی، تولید برق از طریق انرژی هسته‌ای بعنوان یکی از مهمترین راه‌ها مدنظر باشد.

انرژی هسته ای - بخش دوم

بمب اتمی این روزها به خبر شماره‌ی یک تمام خبرگزاری‌ها تبدیل شده و همه در مورد آن می‌گویند. در مطلب قبل، راجع به تولید انرژی هسته ای صحبت شد. در ادامه بحث توضیحاتی راجع به مراحل تهیه‌ی بمب اتمی...

 

انفجار بزرگ، از رویا تا واقعیت

الف) تاریخچه

چه شد که لزوم ساخت بمب هسته ای مطرح شد؟ به گفته‌ی تاریخ نگاران یک ترس کاذب!!!

قبل از جنگ جهانی دوم، فیزیکدانان می ترسیدند که آلمانی‌ها بخاطر داشتن نابغه ای چون هایزنبرگ و دستیارانش، بتوانند یا استفاده از دانش شکافت هسته ای، بمب اتمی بسازند. بهمین دلیل از اینشتین خواستند تا نامه ای به روزولت، رییس جمهور وقت آمریکا، بنویسد. در آن نامه‌ی تاریخی از امکان ساخت بمب اتمی صحبت شد که هرگز هایزنبرگ آن را نساخت.

دولتمردان آمریکا با خواندن نامه، گویی بمب اتمی را ایده ای جالب یافتند و تصمیم گرفتند بر آلمانی ها پیش‌دستی کنند. سه سال بعد در سال 1942 در ساعت 3 بعدازظهر، نخستین راکتور اتمی دنیا در دانشگاه شیکاگوی آمریکا، توسط انریکو فرمی ایتالیایی و همکارانش، ساخته شد. همه چیز هم از آنجا شروع شد. آمریکا که در جنگ جهانی دوم، از صحنه‌ی نبرد دور بود و از بمباران و ویرانی مصون بود، در بحبوجه‌ی جنگ یا خیالی آسوده در سال 1943 پروژه‌ی منهتن را در صحرایی در ایالت نیومکزیکو شکل داد. ریاست پروژه‌ی ساخت بمب اتمی، با پروفسور اپن هایمر بود و دانشمندان اروپایی مانند فرمی و ... در آن نقش داشتند.

در 16 ژوئن سال 1945 نخستین آزمایش بمب اتمی در صحرای آلاموگوردوی نیومکزیکو، انجام شد. سه هفته بعد هیروشیما و سه روز بعد از آن ناکازاکی، آزمایشگاهی برای مشاهده‌ی نتیجه‌ی عملکرد یک بمب اتمی شدند...

ب) بمب اتمی

برای اینکه بتوان بمب اتمی ساخت، ابتدا باید ماده‌ی اولیه را تهیه کرد. این ماده می تواند اورانیوم و یا پلوتونیم باشد. مقدار ماده مورد نیاز تقریباً به اندازه‌ی یک گریپ فروت و یا توپ بیس بال است. البته این مقدار بستگی به نوع ماده اولیه دارد. یک بمب اورانیومی نیاز به 5 تا 6 کیلوگرم اورانیوم دارد. در مورد پلوتونیوم رویهم رفته حدود 4 کیلوگرم کافی است.

اورانیومی که برای ساخت بمب اتمی استفاده می شود باید شامل 90 درصد اورانیوم 235 باشد. بنابراین جهت تولید بمب اتمی اورانیومی، دستگاه های غنی سازی پیشرفته تری لازم است. بعد از غنی سازی اورانیوم باید آن را به جرم «فوق بحرانی» رساند. این جرم است که باعث ایجاد واکنش های زنجیره ای و تولید انرژی قابل توجه می‌شود.

برای رسیدن به جرم فوق بحرانی، برای نمونه می توان یک جرم زیر بحرانی کوچک تر را به جرم بزرگتری شلیک کرد تا جرم فوق بحرانی ایجاد شود. حالا باید UF6 فوق غنی شده را اول به اکسید اورانیوم و بعد به شمش فلزی اورانیوم تبدیل کرد. در ادامه دو نیمکره از UF6 را در انتهای یک استوانه قرار داده و این دو قطعه را بطور ناگهانی به یکدیگر متصل می کنیم تا ابر جرم بحرانی تشکیل شود. حالا اگر با دستگاه نوترون ساز، یک نوترون به هسته نزدیک کنیم، انفجار رخ می دهد. البته در صنایع نظامی عملاً از این روش استفاده نمی شود و بمب های اتمی را از پلوتونیم 239 که خالص سازی آن ساده تر است می سازند.

این پلوتونیم را می توان از زباله های خارج شده از راکتور بدست آورد. همه‌ی راکتورهای هسته ای پلوتونیم تولید می‌کنند ولی در مقاصد نظامی این کار بصورت بهینه انجام می‌‌شود. یک واحد بازپردازش و یک راکتور جهت تولید مقدار کافی پلوتونیم، می تواند بطور نامحسوس در یک ساختمان عادی جاسازی شود. این مساله باعث می شود که استخراج پلوتونیم به این روش، برای کشورهایی که بدنبال تولید غیرقانونی سلاح های اتمی هستند، جذاب باشد!

جالب است بدانید وقتی یک بمب اتمی منفجر می شود، در ناحیه نزدیک به آن دمایی در حدود 3 میلیون درجه‌ی سانتیگراد ایجاد می شود، که تمام موجودات زنده و غیرزنده ای که در آن محدوده هستند را تبخیر می کند...

 

ج) بمب اورانیومی

 

یکی از ساده ترین شیوه های ساخت بمب اتمی استفاده از طرحی موسوم به «تفنگی» است که در آن گلوله‌ی کوچکی از اورانیوم که از جرم بحرانی کمتر بوده به سمت جرم بزرگتری از اورانیوم شلیک می شود بگونه ای که در اثر برخورد این دو قطعه جرم کلی فوق بحرانی شده و باعث آغاز واکنشهای زنجیره ای و انفجار هسته ای می‌شود. کل این فرایند در کسر کوچکی از ثانیه رخ می دهد. جهت تولید سوخت مورد نیاز بمب اتمی، هگزافلوئورید اورانیوم غنی شده را ابتدا به اکسید اورانیوم و سپس به شمش فلزی اورانیوم تبدیل می‌کنند. انجام این کار از طریق فرایندهای شیمیایی و مهندسی نسبتاً ساده ای امکان پذیر است. قدرت انفجار یک بمب اتمی معمولی حداکثر 50 کیلو تن ماده منفجره است اما با کمک روش خاصی که متکی بر مهار خصوصیات جوش یا گداز هسته ای است می توان قدرت بمب را افزایش داد. در فرایند گداز هسته ای، هسته های ایزوتوپ های هیدروژن به یکدیگر جوش خورده و هسته‌ی هلیوم تولید می‌کنند. این فرایند هنگامی رخ می دهد که هسته های اتم هیدروژن در معرض گرما و فشار شدید قرار بگیرند. انفجار بمب اتمی گرما و فشار مورد نیاز برای آغاز این فرایند را فراهم می‌کند. طی فرایند گداز هسته ای نوترون های بیشتری رها می‌شوند که با تغذیه‌ی واکنش زنجیره ای، انفجار شدیدتری را بدنبال می آورند. این گونه بمب های اتمی تقویت شده به «بمب های هیدروژنی» یا «بمب‌های اتمی حرارتی» موسومند.

 

د) بمب پلوتونیومی

               

استفاده از پلوتونیم بجای اورانیوم در ساخت بمب اتمی، مزایای بسیاری دارد. تنها 4 کیلوگرم پلوتونیم برای ساخت بمب اتمی با قدرت انفجار 20 کیلو تن ماده منفجره کافی است. در عین حال با تاسیسات بازفرآوری نسبتاً کوچکی می توان چیزی حدود 12 کیلوگرم پلوتونیم در سال تولید کرد. کلاهک هسته ای شامل گوی پلوتونیومی است که اطراف آن را پوسته ای موسوم به منعکس کننده‌ی نوترونی فراگرفته است. این پوسته که معمولاً از ترکیب بریلیوم (Be) و پلوتونیوم (Pu) ساخته می شود، نوترون های آزادی را که از فرایند شکافت هسته ای به بیرون می گریزند، بداخل این فرایند باز می تاباند. استفاده از منعکس کننده‌ی نوترونی عملاً جرم بحرانی را کاهش می دهد و باعث می‌شود که برای ایجاد واکنش زنحیره ای مداوم به پلوتونیوم کمتری نیاز باشد. چنین بمب پلوتونیومی می تواند با قدرتی معادل 100 تن تی ان تی (TNT: تری نیترو تولوئن) منفجر شود.

توضیح در مورد اینفوگراف فوق :

عدد به رنگ قرمز نشاندهنده تعداد مراکز تولید انرژری هسته ای فعال و عدد به رنگ آبی نشاندهنده تعداد مراکز تولید انرژی هسته ای در حال ساخت در هر کشور می باشد.

 

ه) NPT چیست؟

NPT (Nuclear non-proliferation Treaty) یا همان پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای، پیمانی است که دسترسی کشورها را به سلاح های هسته ای محدود می کند. این پیمان را در سال 1968 ایرلند پیشنهاد داد و فنلاند اولین کشوری بود که عضو آن شد. سال 1992 هم پنج کشور دارای سلاح هسته ای آن را امضاء کردند. سه سال بعد هم مفاد این پیمان بازنگری و تجدیدنظر شد و بسیاری از کشورهای عضو NPT برنامه های هسته ای خود را تغییر دادند. برخی کشورها هم که در حال ساخت یا تحقیق برای دسترسی به سلاح هسته ای بودند از دسترسی به سلاح هسته ای صرف نظر کردند.

NPT سه رکن و پایه‌ی اصلی دارد. این ارکان عبارتند از :

رکن اول منع تکثیر. پنج کشور فرانسه، چین، روسیه، بریتانیا و ایالات متحده، در زمان عقد قرارداد به سلاح هسته ای دست یافته بودند. طبق رکن اول، این پنج کشور مجاز به داشتن سلاح هسته ای هستند اما نباید سلاح هایشان را در اختیار کشورهای دیگر قرار دهند و کشورهای غیرمجاز هم نباید به این سلاح ها دسترسی پیدا کنند. همچنین رکن اول مشخص می کند که کشورهای مجاز نمی توانند در برابر کشورهای دیگر از این سلاح استفاده کنند مگر اینکه با استفاده از سلاح هسته ای مورد حمله قرار گرفته باشند.

رکن دوم خلع سلاح. طبق این رکن انبارهای نظامی- هسته ای و سلاح های کشورهای مجاز مورد بازرسی قرار می‌گیرد تا مبادا تکثیر غیرمجاز داشته باشند. علاوه بر این کشورهای غیرمجاز هم مورد بازرسی قرار می‌گیرند تا بطور مخفیانه سلاح هسته ای تولید نکنند.

رکن سوم حق دسترسی و استفاده از تکنولوژی صلح آمیز هسته ای. رکن سوم این پیمان به کشورهای غیرمجاز حق رسیدن به تکنولوژی صلح آمیز هسته ای را می دهد. البته این کار باید با نظارت و شرایط NPT انجام شود. این رکن هیچ کشوری را مستثنی نمی کند. رکن سوم به کشورهای عضو NPT که هیچکدام از اصول را زیر پا نگذاشته اند اجازه‌ی غنی سازی برای تولید سوخت هسته ای را نیز می‌دهد. جالب است بدانید که سه کشور هند، پاکستان و اسرائیل چون پیمان NPT را منصفانه نمی دانستند از امضای آن صرف نظر کردند. هند و پاکستان رسماً تایید کردند که سلاح هسته ای دارند و اسرائیل گرچه تایید نکرده است اما تاکنون آزمایشات زیادی انجام داده است و به احتمال زیاد بمب هسته ای دارد.

کره‌ی شمالی هم ابتدا عضو NPT شد اما در سال 2003 بخاطر سیاست های یک طرفه‌ی آمریکا و غرب از این پیمان کنار کشید. دو سال بعد کره رسماً اعلام کرد که به سلاح هسته ای دست یافته است. ایران هم در سال 2004 پیمان را امضاء کرد. ورود ایران به NPT از آن زمان آغاز شد که آمریکا ادعا می کرد ایران در حال ساخت سلاح‌های هسته ای است. بعد از ورود ایران به NPT ماموران آژانس بین المللی انرژی اتمی شروع به بازرسی تاسیسات هسته ای کردند.

بند 15 پیمان NPT مشخص می کند که کشور امضاء کننده می تواند هنگام بروز شرایط غیرعادی و به خطر افتادن مصالح ملی کشور از پیمان کناره گیری کند. برای این کار لازم است از سه ماه قبل با ارائه‌ی دلیل قانع کننده مدیریت IAEA رسماً توجیه شود.

در ادامه مباحثی در مورد دیگر کاربردهای پرتوهای هسته ای و جواب به سوالات مطرح شده...

انرژی هسته ای - بخش سوم

وقتی صحبت از انرژی هسته ای به میان می آید به احتمال زیاد اولین نکته ای که به ذهنمان خطور خواهد کرد "بمب هسته ای" و یا نهایتاً اگر خوش بین تر باشیم استفاده صلح آمیز از این انرِژی برای تولید برق خواهد بود... اما نکته ای در این میان وجود دارد و آن این که کاربرد صلح آمیز این انرژی تنها در تولید برق خلاصه نمی شود و کاربردهای وسیع و متنوع دیگری برای آن در رشته های مختلف از جمله پزشکی، داروسازی، کشاورزی، محیط زیست و غیره وجود دارد.

مرکز تابش گامای ایران زیر نظر سازمان انرژی اتمی، حدود 20 سال است که مشغول به کار است. این مرکز با فعالیت در زمینه‌ی معرفی پرتو فرآوری در سطح کشور، شروع به کار کرد و بعد از مدتی به یک مرکز علمی و پژوهشی تبدیل شد و فعالیت های مختلف در زمینه‌ی کاربردهای هسته ای در آن انجام می شود. در این گزارش، چند مورد از فعالیتها و پژوهشهای صورت گرفته در این زمینه را معرفی خواهیم کرد.

 

*** با تشکر از جناب آقای دکتر مصطفی سهراب پور (استاد مهندسی هسته ای دانشکده‌ی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف و پایه گذار مرکز تابش گاما)، سرکار خانم وصالی (رییس آزمایشگاه سمّ شناسی سازمان حفظ نباتات جهاد کشاورزی) و خانم مریم ر.

پرتو ولی هسته ای

الف) این پرتوها چه هستند؟

در زمینه‌ی پرتو فرآوری، از پرتوی ساطع شده از کبالت 60 استفاده می شود. کبالت طبیعی (59 Co) در معرض شار نوترونی قرار می گیرد و یک نوترون جذب می کند و کبالت 60، ایزوتوپ پرتوزا با نیمه عمر طولانی پنج سال، تولید می شود. بطور متوسط هر ماه یک درصد از میزان پرتودهی این ماده کاهش می یابد، بنابراین از نظر کارکرد در یک مرکز پرتودهی با چشمه‌ی یکنواخت، مناسب است.

ب) اثر این پرتو چیست؟

اشعه‌ی گامای ساطع شده از کبالت 60، بدلیل انرژی بالا، قدرت نفوذ زیادی دارد. مثلاً وقتی این اشعه در ضدعفونی کردن محصولات استفاده می شود، فوتون ها بداخل ماده نفوذ می کنند و فعالیت میکروارگانیسم ها و تکثیر آنها را کنترل می کنند. البته برای اعمال هر نوع فرایندی باید پرتودهی با دز (Dose) مشخصی انجام گیرد، (در اینجا، دز به معنی میزان انرژی جذب شده به ازای واحد جرم می باشد) تا نتیجه‌ی موردنظر (مثلاً استریل کردن وسایل پزشکی یا جلوگیری از جوانه زدن سیب زمینی و پیاز و ...) حاصل شود.

ج) حشره زدایی

یکی از کاربردهای پرتوهای هسته ای از بین بردن حشره، تخم و لاروهای آنهاست. اینها محصولات را آلوده و آن را تخریب می کنند. با اعمال دز پایین هم می توان این حشرات و تخم ها را از بین برد.

یکی دیگر از استفاده ها، مبارزه‌ی بیولوژیک یا آفات کشاورزی بجای استفاده از سموم شیمیایی و مضر است. بعنوان مثال، کرم ساقه خوار برنج در شمال کشور را در نظر بگیرید. یکی از روشهای پیشنهاد شده، روش نر عقیمی (SIT) است. در این روش، حشره‌ی مزاحم را بصورت انبوه در آزمایشگاه تولید می کنند و بعد آنها را برحسب جنسیت جداسازی می کنند. نرها را با دز مشخص، پرتودهی و عقیم می کنند. در منطقه‌ی آلوده به حشرات مزاحم، تعداد حشرات طبیعی شمارش شده است و چندین برابر آن تعداد، نرهای عقیم شده را در مزارع رهاسازی می کنند تا در رقابت بین نرهای عقیم و طبیعی، پیروزی با گروه اول باشد! در باروری و تکثیر صورت گرفته، تخمی که بوجود می آید نازاست. یا تکرار این عمل براحتی می توان حشرات مزاحم را کنترل کرد. چند سال پیش این مرکز سعی در بکارگیری این روش در مورد کرم ساقه خوار در کشور کرد که متاسفانه بدلیل عدم همکاری عوامل ذیربط، اجرای پروژه میسر نشد.

د) جهش ژنتیکی

با استفاده از تابش اشعه می توان تغییرات خاصی در گیاهان مختلف در زمینه‌ی کشاورزی بوجود آورد. وقتی دانه های گیاهان تحت تابش قرار می گیرد، بطور تصادفی در آن خواص جدیدی بوجود می آید که خواص مطلوب از میان آنها مورد توجه قرار می گیرد و آن نوع دانه را تکثیر می کنند و برای استفاده انبوه در کشاورزی مورد استفاده قرار می دهند. از این خواص می توان بطور مثال، کوتاه قدی ساقه گندم، یا کاهش زمان به بار رسیدن محصول یا افزایش بازدهی محصول را نام برد. بعنوان مثال، مرکز تحقیقات کشاورزی پاکستان (NIAB)، ده سال روی پنبه دانه و جهش ژنتیکی آن کار کرده و با استفاده از دانه‌ی اصلاح شده بصورت انبوه موفق به تولید بسیار قابل توجهی پنبه نسبت به سال های قبل شده است.

ه) بررسی های زیست محیطی

اولین فعالیت زیست محیطی مرکز گاما در ایران در سال 1372 در زمینه‌ی بررسی ذرات معلق هوای شهر تهران آغاز شد. بدلیل کمبود بودجه برای خرید دستگاه های نمونه گیری هوا، دستگاه ها در خود مرکز طراحی و ساخته شده و در ده نقطه شهر تهران نصب شدند و هفته ای دو بار و به مدت یک سال نمونه گیری کامل از هوای شهر تهران انجام شد.

بررسی به این صورت است که ذرات موجود در فیلترهای دستگاه های نمونه گیری، توسط یک سیستم انتقال بادی به قلب راکتور می رود. در قلب راکتور این ذرات در معرض پرتوهای نوترونی قرار می گیرند. ذرات با جذب نوترون به ایزوتوپ جدیدشان تبدیل می شوند که پرتوزاست. با اندازه گیری میزان پرتوزایی نمونه و انرژی گامای ساطع شده، عنصر مربوطه بصورت کیفی مشخص شده و با تمهیداتی مقدار کمّی آن نیز تعین می شود. جالب این است که سیستم انتقال بادی طراحی شده در این مرکز به طول هفتصد متر (فاصله‌ی بین آزمایشگاه محیط زیست تا قلب راکتور)، بقول یکی از دست اندرکاران بین المللی شاید طولانی ترین سیستم انتقال نمونه به یک راکتور تحقیقاتی باشد. از اندازه گیری های انجام شده در شهر تهران مشخص شد که غلظت سرب بطور میانگین بیش از حد مجاز اعلام شده توسط سازمان بهداشت جهانی است.

بعد از آن، مرکز آمادگی خود را جهت اجرای پروژه در دیگر شهرهای آلوده به اطلاع سازمان محیط زیست رساند که عکس العملی از آنها دیده نشد! این پروژه مجدداً در سال 2001 در تهران تکرار شد و این بار علاوه بر غلظت عناصر، ابعاد آن نیز اندازه گرفته شد.

و) چاه پیمایی هسته ای

Nuclear Borehole Logging یا همان چاه پیمایی هسته ای روشی است که می تواند برای شناسایی و اکتشاف معادن مورد استفاده قرار گیرد. ابزار مربوط به چاه پیمایی، چیزی شبیه سوند می باشد که در واقع استوانه ای به قطر چند سانتی متر و طول از یک تا چند متر و بر حسب کارایی متفاوت، است. بعضی از این ابزارها برای اندازه گیری پارامترهای مختلف ژئولوژیکی مثل چگالی، رطوبت، تخلخل، مقاومت الکتریکی و غیره استفاده می شود. در مورد پیشرفته تر روی ابزاری کار شده‌ که عناصر موجود در چاهک را هم شناسایی می کند. این ابزار معمولاً یک چشمه‌ی نوترونی و یا چشمه‌ی مولد پرتوهای گاما در انتهای سوند و آشکارسازهایی در میانه‌ی سوند دارد. برای اندازه گیری چگالی، فوتون هایی گسیل و از روی کاهش فوتون های برگشته و آشکار شده به میزان چگالی پی می برند. میزان رطوبت را هم از تغییرات طیف انرژی آشکار شده، تشخیص می دهند. طی پروژه های دانشجویی، با روشهای پیشرفته‌ی شبیه سازی و آزمایش های تجربی، روشی برای کالیبراسیون ابزارها بدست آمد که در آنها طیف پرتوهای گسیل شده حاصل از برخورد نوترون، اندازه گیری و با شبیه سازی و تطبیق نمودارها، نوع عناصر و میزان آنها مشخص می شود. در انواع دیگر ابزارهای چاه پیمایی، برای بررسی های اکتشافی منابع نفتی نیز استفاده می شود.

در حال حاضر فعالیت های دیگری هم در این زمینه در حال انجام است که بدلیل عدم همکاری ارگانهای مربوطه، برخی از آنها در حد پژوهش باقی مانده و به مرحله‌ی استفاده در کشور نرسیده است.

نگاهی به هسته‌ی برخوردهای هسته‌ای

 

مردو آناهید

نمایش‌نامه‌هایی که در این زمینه بازی می‌شوند جنگ زرگری می‌باشند. دروغ‌پردازی‌ی آنها، تهدید یا ادعاهای آنها، برای گمراه کردن اندیشه‌ و فریب دادن مردمان در جریان است. روشنفکران باید بتوانند به انگیزه‌های، کسانی که این هیاهو را در جهان پخش می‌کند، بنگرند نه اینکه به آهنگ و با سازی که دلخواه آنهاست بنوازند ...

در کش مکش و هیاهویی که، در مورد برنامه‌های هسته‌ای حکومت اسلامی، در پهنه‌ی جهان به جریان است، نیاز   برخی از روشنفکران به آگاهی در مورد فن‌آوری هسته‌ای بیشتر خواهد بود. چون کسانی که روند سیاسی ایران را مرور می‌کنند باید بتوانند دیدگاه خود را دانسته و روشن نمایان سازند تا ناخواسته بازیگری در نمایش‌نامه‌های فرمانروایان جهان نشوند.
از آنجا که من روزگاری دراز برای تولید انرژی هسته‌‌ای و بررسی کردن مرزهای ایمنی‌ی نیروگاه‌ها دست‌اندرکار و درگیر بوده‌ام، شاید بتوانم، اندکی به بن‌مایه‌های فیزیکی‌ی این پدیده اشاره کنم. البته دانستنی‌هایی که در این فن به کار برده می‌شوند آن اندازه گسترده هستند که برای نشان دادن آنها دستکم به ده‌ها کارشناس ورزیده نیاز می‌باشد. ولی روشنفکری که می‌خواهد در مورد برنامه‌های هسته‌ای ایران داوری کند نیاز به دانستن انبوه این آگاهی‌ها ندارد ولی نیاز است که او تفاوت ساختمان بمب هسته‌ای و ساختن نیروگاه هسته‌ای را بداند.
در این جستار کوشش می‌شود که اشاره‌ای کوتاه به بخش‌هایی از این فن‌آوری بشود تا کسانی که کمتر به فیزیک آشنایی دارند دستکم بتوانند مرزهای این دانش را تصور کنند و گفتار بیهوده‌ی سیاستمداران جهان را به حساب سیاست بازی بگذارند نه به حساب کمبود دانستنی‌های خود.
هرچند این نوشته به بخش کوچکی از انبوه این دانش، آن هم کم و کاست، اشاره می‌کند ولی خواندن این نوشتار به ژرف‌بینی، ژرف‌اندیشی و به زمان بیشتری نیاز دارد. چون سخن از اندیشه‌ای نیست، که رد یا پذیرفته شود، بلکه سخن از سامانی است که در هستی واقعیت دارد.
(
کاربرد: این جستار تنها برای آگاهی است و با تعریفی، که در زبان فارسی به کار برده می‌شود، تفاوت دارد)
>>
ساختمان اتم:   اتم، کوچکترین بخش هر ماده‌ای (عنصر، جسم یا در فرهنگ کهن ماتراسپنتا)‌ است که خواص فیزیکی و شیمیایی آن ماده را در بر می‌دارد. هسته‌ی آن را "پروتون"، دانه‌هایی که بار الکتریکی‌ی مثبت دارند، و " نویترون" ، دانه‌هایی که بار الکتریکی ندارند، می‌سازند. پوسته‌ی اتم را " الکترون" می‌سازد که بار الکتریکی‌ی آن منفی است. همیشه شمار " الکترون -"ها، که به سرعت به دور هسته در گردش هستند، با شمار " پروتون +"ها برابر است و از این دیدگاه دانه‌ی اتم بار الکتریکی ندارد. خواص شیمیایی و شناخت هر ماده از شمار " پروتون" برمی‌خیزد. جرم اتم از شمار "پروتون"ها و شمار "نویترون"ها، که می‌توان جرم آنها را برابر انگاشت، حساب می‌شود.
اگر شمار "نویترون"ها در اتم‌‌های یک ماده با هم برابر نباشند، آنها را ایزوتوب می‌گویند، آنها دارای خواص شیمیایی برابر هستند و تنها جرم آن اتم‌ها تفاوت دارد. مانند هیدروژن H که یک " پروتون" دارد و در نتیجه یک " الکترون" و جرم آن یک است. ایزوتوب آن را دویترییم D   می‌نامند که یک "پروتون" و یک "نویترون" دارد، و البته یک "الکترون" پس جرم آن دو به حساب می‌آید. بازده‌ی ترکیب ۲ هیدروژن با یک اکسیژن، آب، و بازده‌ی۲   دویترییم با یک اکسیژن ،آب سنگین، است. سبکترین اتم، هیدروژن H است، که یک پروتون و سنگین‌ترین اتم، لیورسیم Lr ، که ۱۰٣ پروتون دارد. اتمی که هنرمندانه در آزمایشگاه ساخته می‌شود ۱۰۷ پروتون دارد.
به همین سان هم اتم U اورانیم که ۹۲ "پروتون" دارد و جرم ۲٣٨ ، یعنی ۱۴۶ "نویترون" دارد و ایزوتوب آن اورانیم U ۲٣۵ است که ۱۴٣ "نویترون" در هسته دارد. در هر هزار گرم از U اورانیم طبیعی تنها هفت گرم ایزوتوب ۲٣۵ وجود دارد.
>>
شکافتن اتم: اتمی که تا کنون، برای سوخت، شکافته می‌شود اتم U اورانیم (ایزوتوب ۲٣۵) که به نسبت بزرگ و دهان گشاد است. برای این کار از پرتاب نویترون استفاده می‌شود که بار الکتریکی ندارد و از هسته‌ی اتم که مثبت است گریزان نمی‌شود. البته باید نخست از سرعت نویترون کاست تا از هسته نگذرد. برای این کار آن را از آب سبک یا از آب‌سنگین یا از گرافیت (کربن) عبور میدهند تا آرام‌تر در هسته‌ی اورانیم ۲٣۵ بنشیند. اورانیم ۲٣۶ پایدار نیست و با نیرویی سترگ از هم می‌پاشد و به دو اتم تازه کریپتون Kr و بارییم Ba تبدیل می‌شود. افزون بر این، ۲ یا ٣، نویترون هم به بیرون پرتاب می‌شوند. از اینکه اتم‌های تازه نمی‌توانند از هم بگریزند و اینکه نویترون‌های رها شده‌ به هر ماده‌ای که برخورد کنند، از سرعت آنها کاسته می‌شود و نیروی سینماتیک(روند، جریان، حرکت) خود را در انرژی‌ی گرمایی بر جای می‌گذارند، گرمای زیادی تولید می‌شود. ٨۲ درسد انرژی‌ی این هسته از بازده‌ی همین پرتاب‌ها به وجود می‌آید. نزدیک به ۱۰ درسد انرژی آن را در ریزه‌های( آلفا، گاما، بتا که رادیوآکتیو بشمار می‌آیند) می‌توان یافت که دیرتر به آنها اشاره می‌کنیم. میزان گرمایی که از شکافتن یک گرم U ۲٣۵ برمی‌خیزد برابر با گرمایی است که ٣ هزار کیلو ذغال سنگ پس می‌دهد.
>>
کارآیی بمب اتم:   از پرتاب یک نویترون به هسته‌ی U ۲٣۵ این اتم شکافته می‌شود و از شکافته شدن هر اتم دو و گاهی سه نویترون جدا می‌شوند. از برخورد دو نویترون‌، که پرتاب شده‌اند، به دو اتم U ۲٣۵ چهار نویترون آزاد می‌گردد و همین سان از برخورد هر نویترون دیگر باز دو نویترون به بیرون پرتاب می‌شوند. در نتیجه گرمایی فزاینده به وجود می‌آید که تصور نیروی آن برای ما دشوار است.
اگر بتوان، اورانیمی پربار فراهم کرد ( غنی کرد) که ۹۰ درسد آن U ۲٣۵ باشد، به سوی آن نویترون شلیک کرد، سرعت نویترون‌ها را در ماده‌ی کُند کننده( Moderating materials ) همآهنگ ساخت، در یک آن همه‌ی اتمهای اورانیم از هم می‌پاشند. میزان گرمای فزاینده‌ای که ایجاد می‌شود چندین میلیون درجه(چند برابر گرمای روی خورشید) است و تا شعاع چندین کیلومتر همه چیز را خاکستر می‌کند. جنبشی که از این انرژی برمی‌آید هر ساخته و ناساخته‌ای را ویران می‌سازد. در میدان این آشوب، خوشبخت جانداری است که در آنی خاکستر شود. جاندارانی که دیرتر، چه از مکان و چه از زمان، با این پرتوهای رادیوآکتیو برخورد می‌کنند با رنجی بسیار دردناک جان می‌سپارند. البته فراهم کردن اورانیم که ۹۰ درسد آن U ۲٣۵ باشد بسیار دشوار است ولی می‌توان از اتم پولوتونیم Pu ۲٣۹ که بسان U ۲٣۵ در خور شکافتن است بهره گرفت. پولوتونیم Pu   را در رآکتورهای هسته‌ای از پرتاب نویترون به U ۲٣٨   تهیه می‌کنند چون این راه تولید آسان‌تر است آخوندها هم دوستدار نیروگاه هسته‌ای شده‌اند. دیرتر به این تولید اشاره می‌کنیم.
>>
فن‌آوری برای ساختن بمب اتم:   برای ساختن بمب اتمی نیاز به فن‌آوری گسترده‌ای نیست. دشواری آن در فراهم کردن بن‌مایه‌های آن است.   مواد ویرانگر، یا پلوتونیم Pu ۲٣۹ را و نیز بن‌نهادی را، که باید نخست نویترون افشانی کند، می‌توان در رآکتورهای هسته‌ای تهیه کرد. یعنی به بهای بی‌چارگی‌ی مردم هر نامرمانی می‌توانند صاحب بمب‌های اتمی بشوند. البته می‌توان این جنگ‌افزار را، برای ویران ساختن دست آوردان بشر و نابود کردن بشریت، به کار برد، یعنی با هواپیما برسر مردمان فروریخت، ولی اگر آرمان نابودساختن سرزمین‌ها و مردم دوردست باشد باید موشک‌هایی را به کار گرفت که هم توانایی برای پیمودن راه دراز را داشته باشند و هم اینکه بتوانند نشانه‌ای را شناسایی و به هدف برخورد کنند. هنر و فن ساختن این موشک‌ها به دانش گسترده‌ای نیاز دارد که هر کشوری نمی‌تواند به تنهایی به این دانش دست یابد.
تنها بخشی از موشک‌های آمریکایی که راه درازی را می‌پیمایند درست به نشانه می‌خورند. بیشتر موشک‌های روسی به هدف برخورد نمی‌کنند. نکته مهم این است، هر کشوری که بمب اتمی ساخت نشان آن نیست که همزور و همسان زورمندان اتمی می‌شود. نسبت نیروی ویرانگر بمب‌های آمریکایی به بمب‌های هند و پاکستان بسان نسبت نیروی تانک لئوپارد به تفنگ بادی می‌ماند. البته اگر موشک‌های هندی و پاکستانی می‌توانستند به هدف برخورد کنند. به هر روی کاربرد و ساختن بمب اتمی به کسانی نیاز دارد که نمی‌توان نام انسان را بر آنها نهاد و هرگونه همکاری و همیاری با چنین کسانی خیانت به آفرینش هستی است.
>>
پرتوهای رادیوآکتیو:   در هسته‌ای اتم تنها پروتون و نویترون نیستند بلکه ریزه‌هایی هم وجود دارند که ساختار و پیوند نویترون را در هسته ممکن می‌سازند. در شکافتن اتم این ریزه‌ها در پیکر پرتو به هر سویی افشانده می‌شوند. پرتو "آلفا" چون به نسبت بزرگ است از ماده‌ها نمی‌گذرد و به جانداران زیانی نمی‌رساند ولی پرتو "گاما" که سرعتی نزدیک به سرعت نور دارد از میان بیشتر مواد می‌گذرد یا در هسته‌ی آنها می‌نشیند و آرامش درون آنها را بهم می‌زند. یعنی آنها را آکتیو می‌کند. این "گاما" از تن جانداران هم رد می‌شود. اگر به سلول‌های زاینده‌ی پیکری برخورد کند آنها را از فرمان جان بیرون و از همآهنگی می‌اندازد. سلول‌های زاینده در پیکر انسان، که خودزا هستند، بخش‌های تن را بازسازی می‌کنند یا سلول‌های کارگر( بسان گلبول‌های خون) را می‌آفرینند. هسته‌ی سلول‌های زاینده، در برخورد با پرتو گاما، ناگهان سامان پیشین خود را گم می‌کند و سلول‌هایی بی‌اندازه و ناجور می‌سازند که با تن جاندار همآهنگی ندارند و اندک اندک همه‌ی سلول‌های زاینده را به این آشوب وادار می‌کند( بسان انقلاب اسلامی ۱٣۵۷). به این زایش نادرست و بی‌اندازه‌ی سلول‌ها سرطان می‌گویند. البته هرچند بیشتر پرتوهای رادیوآکتیو به پیکر انسان برخورد کند احتمال ایجاد سرطان بیشتر است. در میدان انفجار بمب اتمی احتمال پیدایش سلول‌های سرطانی نزدیک به سد درسد است.
از این گذشته بخار و گازهایی که از گرمای بمب اتم بلند می‌شوند، با این پرتوهای مرگ‌افزا آمیخته هستند، با نیروی باد به سدها کیلومتر دورتر برده می‌شوند و با ابر بارنده زمین‌های دور را هم آلوده می‌کنند. گیاهانی که از این زمین‌ها برویند آلوده و جاندارانی که از این گیاهان بخورند از بیماری‌ی سرطان می‌میرند. بازده این آلودگی‌های مرگبار تا چند سدسال از میان نخواهد رفت. البته از نیروی مرگبار آن نسبت به گذشت زمان کاسته می‌شود.
>>
بهره گیری از گرمای هسته‌ای:   دانش و هنرهایی که در بهره برداری از این انرژی به کار می‌روند بسیار گسترده و گوناگون هستند و به آسانی نمی‌توان به آنها اشاره کرد. در این جا هنرمندی، برخلاف بمب اتم، مهار کردن گرمایی است که از شکافتن اتم و برخورد نویترون به وجود می‌آید. گفته شد که از شکافتن U ۲٣۵ دو یا سه نویترون پرتاب می‌شوند. در رآکتور نیروگاه شیوه‌هایی به کار برده می‌شوند که بتواند از هر اتمی که شکافته می‌شود تنها یک، نویترون، اتمی دیگر را بشکافد. در این روند میزان گرمایی که به وجود می‌آید دلخواسته و در خور مهار شدن است.   برای کُند کردن سرعت نویترون‌ها بیشتر از آب، آب سنگین یا کربن (ذغالی که در گرمای زیاد با روش الکتریکی تهیه می‌شود) استفاده می‌کنند. در رآکتورهای چرنوبیل از همین کربن استفاده کرده بوده‌اند که همسان بمب اتمی کارکرد داشتند. این نویترون‌ها را نویترون گرمازا می‌نامند چون در برخورد با Moderator گرما ایجاد می‌کنند. در رآکتورهای آب سبک، آب همآهنگ‌کننده است یعنی هم سرعت نویترون‌ها را می‌گیرد و هم ماده‌ی سرد کننده است. در رآکتورهای زیر فشار، از برخورد نویترون، گرمای آب به ۲۷۰ درجه می‌رسد و فشار درون رآکتور به اندازه‌ی ۱۶۰ Bar (آتمُسفر) است.
در این نوع رآکتورها برای اینکه از شمار نویترون‌ها کاسته شود آن اندازه از ماده‌های که نویترون‌ها را بخورند، بسان Bor ، به آب رآکتور می‌آمیزند که، K=۱ ، میزان تولید و برداشت گرما از رآکتور برابر بشود. میزان شکافتن اتم‌ها، یعنی توان رآکتور را با وارد کردن چنگال‌های ویژه‌ای در میان مواد سوخت، که در لوله‌های باریک و بلندی انباشته شده‌اند، کم و زیاد می‌کنند. این چنگال‌ها از فلزی هستند که نویترون‌ها را می‌گیرند و از این راه میزان اتم‌هایی که باید شکافته ‌شوند دلخواه می‌سازند. با فروافتادن این چنگال‌ها رآکتور خاموش می‌شود. البته جنبش نویترون‌ها برجای می‌ماند.
مواد برجای مانده، نسوخته، که دستکم ۹۷ درسد مواد سوخت نخستین است، از U ۲٣٨، Pu ۲٣۹ و آلوده به پرتوهای رادیوآکتیو می‌باشد. این تفاله تا چند سدسال آکتیو است و حتا گرما تولید می‌کند که در خور بهره برداری نیست. انبار کردن و دیده‌بانی‌ی این پسمانده‌ها هم کار ساده و ارزانی نیست.
انبوه نویترون‌های آزاد، که بیشتر از مصرف در رآکتور شلیک می‌شوند، اگر به U ۲٣٨ برخورد کنند این اتم را نمی‌شکافند ولی از بازده‌ی این نیرو نویترون در هسته جوش می‌خورد. از این انرژی دو "پروتون" ، با بار مثبت در هسته به وجود می‌آیند، و دو الکترون منفی، که در پوسته‌‌ی اتم به دوران می‌شتابند. این اتمی است، با ۹۴ پروتون و جرم ۲٣۹ ، Pu ۲٣۹ ، که خواص شیمیایی دیگری دارد ولی مانند U ۲٣۵ شکافته می‌شود و انرژی آزاد می‌کند. این است که در رآکتورهای هسته‌ای می‌توان آسان‌تر موادی را که برای ساختن بمب اتمی نیاز است فراهم کرد.
در رآکتورهای زیرفشار که با آب خنک می‌شوند بیش از سد هزار کیلو اورانیم غنی شده برای سوخت جاسازی می‌شود. از یک چنین نیروگاهی که ٣٨۰۰ مگا وات انرژی تولید می‌کند تنها یک سوم آن به الکتریسیته تبدیل می‌شود و دوسوم گرمای مانده را باید از راه جریان‌هایی بسته که از چندین هزار لوله‌ی باریک ساختار می‌یابند در راه برداشت انرژی از رآکتور بیرون راند. جریان درون رآکتور نباید به هیچ گونه به برون راه بابد چون رادیوآکتیو است و هر ماده‌ای را آلوده می‌کند. گرما در همسایگی با جریان‌های دیگر به بیرون رانده می‌شود. دوسوم این گرما باید در هوا یا در آب رودخانه‌‌ یا به آب دریا وارد شود. البته به گونه‌ای می‌توان از آن گرما سود برد ولی دشواری‌های فنی و قانونی دارد.
>>
ساختن نیروگاه هسته‌ای:   به هر روی نیروگاه هسته‌ای ابزاری نیست که برخی بپندارند با خریدن یا به کارگرفتن آن می‌توانند به هنر ساختن آن ابزار پی‌ببرند. نیروگاه‌های که زیمنس آلمان ساخته و در بوشهر نیمه کاره مانده‌اند دستگاهی نیستند که روسیه یا کشور دیگری بتواند آنها را با همان سامان به انجام برساند. هیچ کارشناسی که از قوانین ایمنی در نیروگاه‌های هسته‌ای آگاهی داشته باشد نمی‌تواند درستی‌ی کارکرد آن را بپذیرد. سازمان جهانی‌ی اتمی که در این کارکرد دیده‌بانی دارد به هسته گذاری در یک چنین نیروگاهی رای نخواهد داد.
هر پیچی که در بخش هسته‌ای نیروگاه به کار می‌رود از آغازی که فولاد آن در کوره ذوب و تا هنگامی که به جای خود بسته می‌شود دارای شناسنامه‌ای است که در آن سرگذشت دگرگونی‌های آن، با آزمون‌های گواهی شده، یادداشت شده است. هر کارشناس ورزیده‌ای می‌تواند درستی و توانایی آن پیچ را به روشنی پی‌گیری کند. از راه شناخت، قوانین طبیعی، دانش نمی‌تواند بازده‌ی کارهای مافیای روسی، آمیخته با فکر و دیدبانی آخوندی، را بررسی کرد.
کارشناسان و کارخانه‌های آلمانی، که در این کشور و کشورهای دیگر بیش از ٣۰ نیروگاه هسته‌ی ساخته‌اند که هنوز هم از بیشتر آنها بهره برداری می‌شود، نمی‌توانند بدون کمک کشورهای دیگر یک نیروگاه بسازد. در آلمان کوره‌ها و دستگاه‌هایی که بتوانند ۲۰۰ تُن فولاد را یکباره ذوب کنند و بخش‌های رآکتور را، با دقت میلی متری، بکوبند و آهنگری کنند وجود ندارد. تنها در چند کشور اروپا می‌توانند بخش‌های رآکتور را که در ژاپن ساخته می‌شوند به هم جوش بدهند. اگر کشور آلمان بخواهد همه‌ی ماشین‌هایی را، که برای ساختن بخش‌های یک نیروگاه هسته‌ای به کار می‌روند، فراهم کند به سالیانی دراز و سرمایه‌ای، که هیچ شرکتی به تنهایی ندارد، نیازمند است. البته کارشناسان و استادان آلمان دانش ساختن و توان سامان دادن هر نیروگاهی را دارند.
تکنولوژی(که حق مسلم کسی نیست) در درون اندیشه‌های دانشمندان(دانشدانان) و در روان دانشگاهایی است که انسان را بن‌نهاد توانمندی بدانند. با احکام جهادگران و اوامر ولایت فقیه به آسانی نمی‌توان درون‌مایه‌ی دانش کافران را به غنیمت گرفت.  
>>
غنی سازی:   برای درک کردن دشواری در هنر غنی سازی، به نمونه‌ی ساده‌ای اشاره می‌کنم، تصور کنیم که کسی از یک لگن خمیر با چرخش ملاغه‌ای چونه‌ای از خمیر جدا کند و بخواهد که نشاسته‌ی درون این چونه چهار برابر نشاسته‌ای باشد که در هر بخش خمیر بوده است. از این دشوارتر زمانی است که او بخواهد بیش از نیمی از آن، چونه، نشاسته باشد. البته دانه‌های نشاسته به دانه‌های خمیر پیوندی ندارند و نشاسته خواص ویژه‌ای دارد. پس می‌توان خواص آن را به کار گرفت و آن را به دلخواه از خمیر جدا کرد.
دانه‌های اتم‌های اورانیم دارای خواص برابر هستند، هر اندازه که آنها را ریز بسایند، باز هم شمار بسیاری از اتم‌ها به یکدیگر چسپیده‌اند. این است که جدا ساختن اتم‌های سنگین‌تر کار دشواری است و با چندتا چرخ و ‌فلک و به یاری‌ی امام زمان نمی‌توان برای بمب یا نیروگاه هسته‌ای اورانیم غنی کرد.
ویرانگری نیاز به تکنولوژی دارد ولی تکنولوژی، به مفهوم دانستن و هنرمندی، نیازی به ساختن ابزار ویرانگری ندارد.     
>>
تکنولوژی هسته‌ای:   تکنولوژی هسته‌ای به دانش فیزیک( هسته‌ای، سینماتیک، هیدرولیک، پنوماتیک، دینامیک، مغناتیس)، شیمی، الکتریسته، الکترونیک، متالورژی، ترمودینامیک، زمین‌شناسی، گیاه شناسی، ریاضی و پزشکی بستگی دارد.
این تکنولوژی(که در شعار "حق مسلم حکومت اسلامی" شده است) نیازی به پروانه‌ی کار و دیدبانی‌ی جهانی ندارد، آن را می‌توان در سازمانهایی که بر دانش و خرد انسان بنیان داشته باشند فراهم کرد. دانشگاه‌های ایران در سامانی که از شعارهای آخوندی جدا باشد می‌توانند سازمانی ایجاد کنند که در زمانی کوتاهتر از ۱۰ سال به فرمانروایی بر این تکنولوژی برسند. ولی این به آن معنی نیست که باید بتوانند نیروگاه را در کارخانه‌های ایران بسازند بلکه نیروگاه نخست در روی کاغذ و در رایانه (کامپیوتر) پیاده می‌شود. کسانی که بر یک تکنولوژی فرمانروا باشند می‌توانند هر بخشی را که با خرد و دانش خود آفریده‌اند به استادان سازنده‌ی آن در هر کشوری سفارش دهند. چون آنها هستند که کارکرد و ویژگی‌های هر بخش رامرز بندی می‌کنند نه سازنده‌ی آن.
کپی کردن دستگاهی یعنی نمونه‌ای را تقلید کردن و همسان ساختن از یک دست‌آورد آماده و این کارکرد نشان هنرمندی و دانستن و دانش‌پروری نیست. ولی کپی کردن یک نیروگاه هسته‌ای، به امید الله و به خواسته ولایت فقیه ناممکن است. این گونه هنرربایی حتا برای کارشناسان چین هم ده‌ها سال زمان می‌برد.
شیره‌ی سخن این است که آمریکا و اروپا به توانایی و ناتوانی‌ی حکومت اسلامی، در این موارد، آگاهی دارند و ترسی از بمب اتمی، که شاید پس از ده‌ها سال به آن دست یابند، ندارند. نمایش‌نامه‌هایی که در این زمینه بازی می‌شوند جنگ زرگری می‌باشند. دروغ‌پردازی‌ی آنها، تهدید یا ادعاهای آنها، برای گمراه کردن اندیشه‌ و فریب دادن مردمان در جریان است. روشنفکران باید بتوانند به انگیزه‌های، کسانی که این هیاهو را در جهان پخش می‌کند، بنگرند نه اینکه به آهنگ و با سازی که دلخواه آنهاست بنوازند.
آیا جای شگفتی نیست؟ کسانی که حق آزاداندیشی، حق بازگوکردن سخن راست و حتا حق برگزیدن پوشش خود را ندارند باید بگویند که "تکنولوژی هسته‌ای حق مسلم ماست". آیا اندیشیدن حق انسان است یا اطاعت.کردن؟  
  مردوآناهید

 

منابع:www.tahrsabz.blogfa.com

|+| نوشته شده توسط ابراهیم ش در دوشنبه ششم اسفند 1386 و ساعت 2:29 |
دانلود شاهنامه فردوسی لطفا دانلود کنید.

دانلود شاهنامه فردوسی:کلیک کنید.

|+| نوشته شده توسط ابراهیم ش در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 و ساعت 22:43 |

ParsTheme

template id : music template name : music green

tahrsabz

ابراهیم ش

http://tahrsabz.blogfa.com

تحقیق سرا

این وبلاگ می تواند تحقیقهای را که شما نیاز دارد در تمامی موضوع برای شما پست کند .شماره تماس:09365011970 تحقیقهای روز دنیا Feed Template : RSS THEME Free Blog Templates

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design blog design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

Free rtl Blog Templates Template Design Group Free Blog Templates Blog Templates Free Blog and Site Templates Free Persian Blog Templates.